جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

سلام دوباره

    باسلام وارادت .ما آمدیم تا دوباره براتون دعاکنیم.

    رفتم به طبیب وگفتم از غایتِ درد

    بیماری عشق را چه چاره باید کرد

    خونِ دل وآبِ دیده شربت فرمود

    گفتم که غذا،گفت:جگربایدخورد

    ازشاعری گمنام

    ازسعدی

    سعدیا،دی رفت وفردا همچنان موجودنیست

    درمیان  این  وآن  فرصت  شُمار  امروز  را


    این مطلب تا کنون 37 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 4 آذر 1392
    منبع
    برچسب ها : ,
    سلام دوباره

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 8 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر