خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سلام دوباره

    باسلام وارادت .ما آمدیم تا دوباره براتون دعاکنیم.

    رفتم به طبیب وگفتم از غایتِ درد

    بیماری عشق را چه چاره باید کرد

    خونِ دل وآبِ دیده شربت فرمود

    گفتم که غذا،گفت:جگربایدخورد

    ازشاعری گمنام

    ازسعدی

    سعدیا،دی رفت وفردا همچنان موجودنیست

    درمیان  این  وآن  فرصت  شُمار  امروز  را


    این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    سلام دوباره

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر